تبليغاتX
تاريخچه موسيقي ،سينماو عكاسي
تاريخچه موسيقي ،سينماو عكاسي

تاريخچه موسيقي رپ و هيپ هاپ - بيو گرافي پدر رپ جهان و پاپ

قبل از هر چیز بدانید:رپ در لغت به معنای صحبت تند و رک و بی پرده،گپ زدن،صحبت خودمانی و دردودل کردن است!
موسیقی رپ به طور کلی در میان مردم افریقا و سیاهپوستانی که در آمریکا به دنیا آمدند پا به عرصه وجود نهاد.منشا پیدایش آن را می توان از غرب افریقا که در آن قبیله نشینها با احترام زیادی موسیقی"مردان سخن" را اجرا می کردند،می دانست.بعدها با انتقال بردگان به آمریکا موسیقی آنان با موسیقی آمریکایی در هم آمیخت.
یکی از سرچشــمه های موسیقی رپ شکلــی از داستانهای عامیــانه ی مردم جامائیـکا است که به توسـت ها معروف است.این "توست ها" نقالهایی بودند که به همراه ریتم به نقل داستان می پرداختند.بیش از صد سال بعد موسیقی رپ و رپ سرایی به صورت هنری کوچه بازاری در آمد.
درست همانند "Doo-Wop" این موسیقی نیز در دهه پنجاه در گوشه و کنار حیاط مدرسه ها و خیابانها رواج یافت.این نوع موسیقی به آرامی در میان جوانان سیاه پوست نیویورک،واشنگتن و فیلادلفیا محبوبیت به دست آورد.آوازهای رپ اولیه به صورت داستانهای غلو آمیزی بودند که خوانندگان آنها را علیه دیگر خوانندگان می سرودند.این موسیقی در سال 1974 به صورت ضیافتهای آپارتمانی در نیویورک اجرا شد.با موفقیت مالی آلبوم Rapper's Delight که اولین آلبوم در تاریخ موسیقی رپ بود،توسط گروه Sugar Hill Gang در سال 1979 روانه بازار شد.کمپانیهای بزرگ ضبط موسیقی توجه خود را روی این صنعت نوظهور مترکز کردند.
پس از آن در زمان اندکی گروههایی مانند "Public Enemy"،"N.W.A و "Ice-T" پا به عرصه ظهور گذاشتند.اکنون با گذشت بیست و هفت سال از ظهور اولین آلبوم رپ،این سبک موسیقی هنوز هم در میان اقشار مردم از محبوبیت بالایی برخوردار است.
اما سبک و سیاق موسیقایی بدون انتقادهایی که با خود دارد چیزی کاملا بی ارزش است.در دهه هشتاد بسیاری از آهنگهای رپ به بیان معضلات و سختیهای زندگی زاغه نشینی،هشدارهایی درباره مواد مخدر و شهوت پرستی می پرداختند.این موضوعات باعث شد که والدین از این بترسند که مبادا این نوع موسیقی کودکانشان را به خشونت و اعمال غیر قانونی سوق دهد.
خوانندگان این سبک از موسیقی منکر این نیستند که موسیقی رپ با صراحت درباره موضوعات  ناخوشایندی از قبیل سیاست،نژادپرستی،معضلات اجتماعی،مواد مخدر و... صحبت کند،اما استدلال آنها این است که تمام مردم از نعمت الهی منطق و عقل بهره مندند و هر انسانی می تواند خوب از بد،پاک را از ناپاک و ظلمت را از نور تشخیص دهد.بنا به استدلال آنها،هواداران این موسیقی به کمک عقل و منطق می توانند بین درست و نادرست تفاوت قائل شوند و با لمس نزدیکتر ناملایمات و پلیدیهای زندگی اجتماعی و روزمره،بتوانند با آگاهی بیشتری بین جاده ی مرگ آفرین انحراف و جاده روشنایی تفاوت قائل شوند.
 

اولين بار رپ توسط بردهان آمريکايي يا همان کاکاسياها در حدود 200 سال پيش خوانده شد که به زبان سرخ پوستان جنگل هاي نواحي وبه صورت اعتراض بود.

بعد ها اين شعارها واين اعتراض ها به صورت يک موسيقي يا يک زبان اعتراض دوباره توسط يک سياه ديگر در آمريکاي شمالي از نو ساخته شد..لي اين بار در حدود 100 سال پيش اين اتفاق افتاد.ولي اين بار اين موسيقي نسبت به دفعه ي پيش بسيار فرق کرده بود و روي يک موسيقس بسيار ساده وبه صورت پاپ که مقداري گفتارش عوض شده بود در آمد.اين موسيقي بسيار بين مردم جاي گرفت بعد ها راک بام گرفت (البته اين راک با راک امروزي بسيار متفاوت است) و اولين گروهي که راک را باهم به وجود آوردند و ان را به صورت يک کنسرت بزرگ در آوردند گروه (The doors)بودند که چند سال بعد توسط دولت آمريکاي شمالي اعدام شدند.ما قسمتي از بيت هاي اين هنر مندان بزرگ را براي شما در پايين براي شما مي آوريم.شايان زکر است که فقط يک نفر از اعزاي اين گروه سرخ پوست بود و سه نفر ديگر همگي سفيد پوست بودند و اسم اصلي ترين عضو گروه جيمي موريسون نام داشت.

نام اعضاء گروه دورز:

James Daniel Morrison/او يک روباه قـــــرن بيستمي اســـــــت
Reymond Daniel manzarek/بدون هيچ اشــــــک و ترســــــــــــــــي
Robert alan Krieger/هرگز ترديــــــد نمي کنــــــــــــــــــــــد
John Paul densmore/او هرگــــــز عهدش را نخواهد شکست
The Doors(1967)/عهـــــــد او ويراني آمريکاســـــــــــــت
(Twentieth Century Fox)/فقط به راهي که او قدم مي زند نگاه کن ...

بعد ها يا در حدود 50 سال پيش فردي به اسم توپک (topak) يا اسم مستهار(2pac) رپ را به معناي واقعي کلمه رساند و و براي اولين بار وبا پشت وانه ي مردمي بيان شيواي رپ که به صورت تکه تکه بيان ميشود رپ را به صورت بک زبان بين المللي در آورد و با يک موسيقي بسياد سخت ولي در عين حال آرام سبک (hip hap) را پايه گزاري کرد و به عنوان پدر رپ جهان معرفي شد از اين به بعد رپ معناي متفاوتي گرفت و موضوعات آن هم تغيير پيدا کرد و سبک آن عمدتاً به سمت خود پرستي و انتقاد مستقيم و غير مستقيم کشيده شد و حدود 80% مردم آمريکا و 90% جوانان ارو پا را به سمت خود جذب کرد و بعد از در گذشت توپک نه تنها اين سبک از بين نرفت بلکه روز به روز پيشرفت مي کرد تا سر انجام در حدود 10 سال پيش اين موسيقي به آسيا رسيد رسيد و براي اولين بار در ايران به صورت گروه هاي زير زميني شکل گرفت و براي اولين بار يک نو جوان 13-14 ساله شروع خواندن ايد موسيقي به سبک غربي کرد و کم کم با مخلوت کردن دو سبک در سن 17 سالگي سبکي مت فاوت را ساخت ولي بدبختانه اين سبک يا به تور کلي سبک راکنلو رپ به زبان فارسي جذابيت زيادي نداشت و به تو ر کلي چون رپ به زبان فارسي مانند حرف زدن عادي بود هيچ جذابيتي نداشت وبه اين ترتيب اين نو جوان که حسن صباح نام داشت از اين پس شروع به خواندن به زبان آمريکايي کرد و در سن 18 سالگي به آمريکا سفر کرد و گروهي به نام (poyzanas spot) تشکيل داد و سبک راکنلو رپ را به مردم آمريکا شناساند وبهد به ايران باز گشت وبا پسري حدودا هم سن وسال خودش به نام سروش لشگري آشنا شد که وي هم به رپ علاقه داشت و ادم هاي زيادي را دور خود جمع کرده بود که دو تن از اين افراد مهرک و هژير بودند.سروش و حسن صباح با هم اولين کليپ خود را در يکي از استديو هاي غير مجاز در ساري خواندند ولي اين بار با سبک پيشبهادي سروش که اين سبک به علت بيان زيبا و موسيقي جديد مورد توجه همه ي ايرانيان قرار گرفت واين سبک به اسم پرشين رپ مطرح شد.

بیوگرافي پدر رپ زيرزميني Dr.Dre
پدررپ زير زميني .بزرگترين آهنگساز رپ حال حاضر دنيا با نام اصلي Andre B young و با نام مستعار Dr. Dre در18 فوريه سال 1965 در لس آنجلس کاليفرنيا به دنيا آمد. او در Campton بزرگ شد و نام مستعارش را از بازيکن بسکتبال مورد علاقه اش يعني Dr J گرفته است. نام برادر او Warren G است و سه سال از او کوچکتر است. او در يک دعوا کشته شد، در حالي که Dre در حال اجراي تور با N.W.A بود.
 او ابتدا در کلوب Eve after dark به عنوان DJ و خواننده فعاليت مي کرد. بعد از مدتي با دوستانش Eazy E و D.O.C گروهي به نام World class wreckin' cru ايجاد کردند، ولي Dre از زماني معروف شد که به گروه N.W.A پيوست. (N.W.A يعني Niggaz With Attitude ) آنها با آلبوم The debut album (Straight outta Campton) به اوج شهرت رسيدند. اين گروه در سال 1991 از هم جدا شدند.
ولي Dre حتي يک لحظه هم صبر نکرد و استوديوي Death row records را تاسيس کرد و چندي بعد آلبوم The chronic را در سال 1992 بيرون داد که بيش از 3 ميليون کپي فروخت و يک جايزه گرمي را برد. بعد از آن هم استوديوي او آلبوم Doggystyle را از Snoop doggy dogg بيرون داد که 4 ميليون کپي فروخت.
در سال 1994 فيلم کوتاه Murder was the case را کارگرداني کرد و آهنگ آن را نيز خودش ساخت. (Natural born killaz) در سال 1995 هم آهنگ فيلم Friday را ساخت با نام Keep their heads ringin' که جايزه بهترين آهنگ رپ سال1995 را در MTV از آن خود کرد. سپس او استوديوي Aftermath Entertainment را ساخت که بزرگترين استوديوي جهان است.
او در سال 1999 هم آلبومي با نام 2001 را بيرون داد که جزو بهترين آلبومهاي رپ بيرون آمده تاکنون مي باشد
 

فرهنگ عامه یا مردمی (POPULAR CULTURE)

 

فرهنگ عامه (POPULAR) که گاه به اختصار در زبان انگلیسی پاپ نامیده می شود ، نوعی فرهنگ بومی است که در هر جامعه ی مفروض رایج است . محتویات فرهنگ هر جامعه ، بوسیله تعاملات ، نیاز ها و شائق های هر روزه ی افراد آن  تعیین می گردد. این تعاملات و تجربیات می توانند شامل افندگی ، آشپزی ، خرد کردن چوب برای آتش، داستان سرایی ها و حتی پرتاب یک توپ باشند.

در جوامع مدرن و پسا مدرن (post modern) فرهنگ عامه در سطح وسیعی از صنایع ارائه دهنده ی اقلام و محصولات فرهنگی مانند فیلم های سینمایی،برنامه های تلویزیونی، چاپ و نشر و رسانه های خبری تاثیر می پذیرد. باید توجه نمود که به رغم این تاثیر پذیری نمی توان فرهنگ عامه را " تجمع و تمرکز این محصولات " دانست نتیجه گرفت که رادیو ، تلویزیون ، قیلم های سینمایی و موسیقی خود به تنهایی فرهنگ عامه را تشکیل می دهند.در عوض می توان گفت که فرهنگ عامه حاصل تعامل ممتد این صنایع با جامعه ی مصرف کننده ی این محصولا ت است. بنت (Bennett) فرهنگ عامه را به دو بخش متمایز اولیه و ثانویه تقسیم می کند و معتقد است که اولی عبارت از تولیدات صنایع فرهنگی و دومی باز تولید محلی همان تولیدات بوسیله آحاد جامعه می باشد که الزاما منطبق بر تولیدات اولیه نمی باشد. گاه پخش یک سریال تلویزیونی و یا اکران یک فیلم سینمایی چنان تاثیری بر متن فرهنگ عامه می گذارد که هیچ گاه قبلا در مخیله تولید کنندگان آن نگنجیده بود.

فرهنگ عامه دائما بسته به مکان و زمان در حال تغییر می باشد و جریان و ضد جریان ایجاد می نماید .بدن معنا که بخش کوچکی از جامعه علاقه ای شدیدی به حوزه ای از فرهنگ عامه نشان می دهند که چندان در مسیر اصلی آن قرار ندارد . با اینحال این ضد جریان ها در اکثر موارد خود به تدریج بخشی از این فرهنگ را تشکیل خواهند داد. مثال ملموس از این دست دو موسیقی عامه پسند رپ (Rap) و هوی متال (Heavy Metal) می باشد. موسیقی رپ در واقع اعتراضی به سیاست و فرهنگ تبعیض نژادی دولت آمریکا بود که در میان سیاه پوستان ایالات جنوبی آمریکا مرسوم گردید و در بدو امر مورد تمسخر و استهزای سفید پوستان آمریکایی قرار گرفت .همچنین خاستگاه موسیقی هوی متال، ایالات  شمالی و صنعتی آمریکا بود .این ژانر از مویسقی پاپ غربی به شدت مورد توجه و علاقه فرزندان کارگران این نواحی واقع گردید . با اینحال در ابتدا انتقادات و واکنش های منفی فراوانی را در جامعه وقت آمریکا به دنبال داشت . با گذشت بیش از دو دهه از رواج این دو ژانر، اکنون  میلیون ها جوان در سراسر دنیا از علاقمندان آن  هستند و نکته جالب این که  اکثرا شاهد تولید و توزیع این دو گونه از موسیقی در خارج از مرز های اصلی خاستگاه آنها می باشیم. ( در مورد این دو ژانر از موسیقی عامه پسند غربی و دلایل محبوبیت جهانی آن ها – به خصوص موسیقی هوی متال-  در سلسله بحث های آتی به تفصیل سخن خواهد رفت)

یک نظر مرسوم در مورد فرهنگ عامه سطحی و ساده  بودن آن است . ( باید توجه داشت که در این بحث واژه فرهنگ عامه به طور کلی از واژه فولکلور جدا گردیده است ) . پذیرش صحت این ادعا منجر به بروز تضادی عجیب خواهد گردید. اقلامی فرهنگی که برای تولید به  تجربه ی گسترده و برای  درک به آموزش و تامل نیاز دارند به ندرت جزو فرهنگ عامه پذیرفته خواهد شد با این حال  از سوی دیگر اولین پذیرای این فرهنگ (عامه)، ابتدا  صاحب نظران، و قشر پیشروی جامعه و بعد از آن اقشار پایین تر و مصرف کننده تر خواهند بود . (البته همانگونه که در بحث های آینده خواهد آمد ،این مطلب به خصوص در زمان های دور تر همواره مصداق نداشته است. )

ریشه های اصلی موسیقی در ایران و یونان بوده است و غربی ها طبق روایتهای تاریخی موسیقی جدی و هنری وتقریباً مدون خود رااز سده چهارم میلادی شروع كردند و قدیسی موسیقی را از طریق كلیسا به اهمیت ویژه رساند. موسیقی این دوره اغلب مذهبی و محدود به آثار خاصی در ارتباط با حكایتها و دستور العملهای كتاب مقدس (انجیل) و خواندن سروده های آن بوده است. البته پیش از قرن چهارم میلادی هیچگونه اطلاع صحیحی از وضع موسیقی در دست نیست، تنها از كتابهایی كه از آن زمان بیادگار مانده بخصوص در نوشته های پیروان مسیح نام آوازی كه مربوط به روایات مسیح پیش از حركت و صعود به كوه زیتون است ذكر شده است. تا آنزمان موسیقی بصورت مونوفونی (یك صدایی) بوده و از سده نهم میلادی پولیفونی (چند صدایی) در موسیقی مورد استفاده قرار میگیرد و بتدریج تحولی در صدا دهی موسیقی بوجود می آید. تا قرن هفدهم موسیقی مطلقاً در اختیار اشراف و دربارها و بخصوص كلیسا بوده بطوریكه اگر گروههای ذكر شده حمایت و پشتیبانی خود را اواسط قرن هفدهم كم كم و بتدریج موسیقی از تسلط كلیسا و دربار خارج میشود و با حضور باخ كه از موسیقیدانان بنام آلمانی است شمایل و كارآیی این هنر رو به تغییراتی می گذارد، البته باخ دراختیار كلیسا و اشراف بوده و حقوق دریافت می كرده اما تحولی عظیم در موسیقی غرب ایجاد نمود.

موسیقی در قرون وسطی

رومیها كه در تمدن وارث یونانیها بودند موسیقی را نیز مانند سایر آثار هنری از آنها اقتباس كردند در جشن بزرگ رم به سال 360 پیش از میلاد نخستین بار، یك درام به همراهی موسیقی و بدون مكالمه (پانتومیم) نمایش داده شد اساس موسیقی كلاسیك رم را به وجود آورد در قرون وسطی به تقلید یونانیها آوازهای دسته جمعی همراه رقص درنمایش تراژدی و كمدی معمول گردید كلیسا از بدو تأسیس تا قرن 15 وظیفه بزرگی در تكامل موسیقی به عهده داشت و پیشوایان مذهبی كه در اواخر قرن ششم میلادی توسط پاپ گری گوار اول كه اسقف اعظم كلیسای رم بود و موجب شد تا فرم های سرود گر گوری مثل مس كه یك رشته آوازهای مذهبی است كه در كلیساس كاتولیك برای متن یك دعا خوانده می شود و ركوئیم (مرثیه) كه بیشتر به یادبود مردگان ساخته و اجرا می شود و معنای آرامش دارد و فرم های دیگری نظیر كائنات و موتت كه بیشتر برای خواندن و كلام و آواز است توجه آهنگسازان دورة بعد مثل دورة كلاسیك را جلب كرده و از اهمیت خاصی برخوردار بوده است.

هنر جدید: فیلیپ دوویتری اسقف فرانسوی یكی از تتئوریسین های بزرگ فرانسه بود كه تحقیقات خود را در هنر موسیی به صورت رساله ای منتشر كرد و نام ARSNOVA یا هنر جدید نامید كه این موضوع مربوط به نیمه قرن 13 می شود. گیوم دوماشو یكی از دیگر آهنگسازان و تئوریسین های هنر جدید است و به واسطة آثاری كه در موسیقی مذهبی و غیر مذهبی غرب به یادگار گذاشته میتوان بزرگترین آهنگساز قرن 14 دانست.

موسیقی در دورة رنسانس

در اواخر قرن 15 میلادی تحول بزرگی در افكار و عقاید دانشمندان اروپا بوجود آمدكه بنیان علوم قدیم را در هم ریخت به این مناسبت دوره ای را كه صفحه جدیدی در تایرخ تمدن اروپا باز كرد رنسانس یا تجدید حیات نامیدند. پیشوای تجدد حیات اروپا بیشتر كشور ایتالیا بود كه با ظهور نویسندگانی مانند ماكیاول و تاسو و هنرمندان بزرگی چون برامانته/ لئوناردو داوینچی/ رافائل و میكل آنژ این تحول بزرگ را بنیان نهاد. همچنان كه یونان مهد تمدن قدیم بود. ایتالیا بانی تمدن جدید اروپا شد. پلی فونی (یعنی چند صدایی) از قرن 9 میلادی در موسیقی پیدا شد با این وصف علمی كه امروز آنرا هماهنگی با هارمونی می نامند. هنوز بوجود نیامده بود. از اواخر قرن 15 یك قاعده كلی برای آوازها و نواهای چند صدایی وضع شد كه آنرا كنترپوآن نامیدند. طبق این قاعده چند آهنگ مختلف كه در یك زمان شنیده می شود باید طوری با هم تركیب شو دكه گوش آنرا نامطبوع تشخیص ندهد. واژه كنترپوآن لاتینی و معنای آن نقطه در مقابل نقطه است منظور از نقطه در برابر نقطه، نت یا ملودی در برابر ملودی است. كنتراپون در قدیم نوعی موسیقی را گفته اندكه شامل 2 یا چند صداست و نت های ملودی هر بخش بانت های متناظر بخش یا بخش های دیگر هم زمان اجرا می شود.

آغاز دوره جدید در موسیقی غرب: قرن 17 مقارن با یك سلسله تحولات بزرگ موسیقی است و در حقیقت هنر جدی و كلاسیك موسیقی از ابتناء، این دوره شروع میشود.

دوره باروك م 1750 – 1600 – باروك در اصل به سبك معماری متعلق به قرون 17-18 و یا دقیقتر از سال 1600 تا سال 1750 میلادی در آلمان و اطریش اطلاق می شد و بر همین زمینه گاهی موسیقی همان دوره را نیز چنین نامیده اند. كلمه باروك احتمالاً از نام نقاش ایتالیایی كنت باروچیو مأخوذ است كه سبكی خشن در هنر نقاشی داشته است. برخی ازهنر شناسان و محققین فرانسوی این اصطلاح را برابربا زشتی، زمختی و ناهنجاری در هنر گرفته اند... موسیقی باروك، موسیقی متداول بین سال های ذكر شده می باشدكه تقریباً دارای هارمونی در هم برهم و مدگردی خشن و ناهنجار و غیر طبیعی بوده است. آهنگسازان مشهور این دوره سباستیان باخ، فیلیپ امانوئل باخ، جورج فردریك هندل، آنتونیو ویوالدی و تعدادی دیگر می باشد.

پیدایش هم آهنگی (هارمونی): هارمونی یا هم آهنگی، علمی است كه از قواعد وصل كردن صداها و تنظیم میگیرد و آهنگساز با فراگیری آن قادر میشود آثاری به شیوه پولیفونی بسازد. به بیانی دیگر همانطور كه ملودی از ریتم ناشی میشود، هارمونی نیز از ملودی بوجود میآید. همانطوریكه قبلاً ذكر شد پولیفونی از قرن نهم میلادی در موسیقی پیدا شد. با این اوصاف، علمی كه امروز آنرا هم آهنگی یا هارمونی مینامند هنوز بوجود نیامده بود.

در پولیفونی نواهای مختلف و فواصل مطبوع چند صدایی استفاده میشد ولی قواعدی كه طرز بكار بردن آنها را معین كند وجود نداشت. از اواخر قرن پانزدهم یك قاعده كلی برای آوازهای چند صدایی وضع شد كه آنرا كنترپوآن نامیدند. در قرن شانزدهم تدریجاً قواعد جدیدی برای آن وضع گردید و بالاخره كنترپوآنی كه در آن ریتم و كلمات و آواز در كلیه صداها مساوی بود هارمونی خوانده شد. به این ترتیب بعد از دو عامل اصلی موسیقی نوا (ملودی) و ضرب (ریتم) عامل سوم بنام هم آهنگی (هارمونی) به آنها افزوده شد و طی سالهای متمادی چنان تحولی درموسیقی بوجود آورد كه تاریخ موسیقی را تغییر داد و مرحله جدیدی در عالم این هنر باز كرد.

بافت در موسیقی:

نمونه تركیب شدن صداها با همدیگر بافت در موسیقی است. بافت شامل

پلی فونی-مونوفونی-هموفونی

ساده ترین نوع آن مونوفونی است كه معنی آن تك صدایی است، در یك اركستر 5 و 6 نفره ممكن است فقط یك صدا را ایجاد كنند یا یك صدا و یك ریتم را ایجاد كنند. در بافت پلی فونی چند ملودی رابا هم میشنویم یعنی اینكه در یك اركستر یك موسیقی چند صدایی و یا چند خطی كه هر كدام به تنهایی ارزش ملودیك دارند یا هر كدام كه ملودی جدایی هستند ولی با هم ارتباط هم دارند. هموفونی یك ملودی مشخص نواخته میشود و بقیه سازها آنرا همراهی میكنند و آن سازها نمیخواهند خودشان رامطرح میكنند. یك ملودی با خصوصیات بارزو مشخص كه بقیه اصوات آنرا همراهی میكنند.

سازبندی (اركستر اسیون)

سازشناسی: مقوله ای كه به گستردگی صوتی سازها و تكنیك ها و توانائیهای سازها و همچنین به جنس صدا مربوط میشود. سازبندی: هنر تنظیم اثر برای سازهای مختلف، هنر انتخاب سازهای مختلف برای اجرای یك اثر موسیقی.

موتیف: كوچكترین جزء در موسیقی نوت است و كوچكترین ساختار موسیقی با كلمه موسیقی كه دارای مفهوم مشخصی باشد موتیف است كه به آهنگساز اجازه میدهد تا موسیقی را گسترش دهد.

تم: گستردگی تم از موتیف بیشتر است در واقع یك جزء موسیقایی كه مفهوم گسترده تر از موتیف دارد و معمولاً از موتیف طولانی تر است.

موسیقی دوره كلاسیك: 1820 – 1750

از سال 1750 به بعد شاهد ظهور دوره جدیدی هستیم. این كلمه مفاهیم مختلفی دارد.

كلاسیك هنر دوران روم و یونان باستان

هر آثار جاودان و پایدار و بیاد ماندنی

 

(دوره كلاسیك) هنرتجسمی موسیقی توازن و وضوح ساختاری

در دوره باروك تفكر عقل گرایی بود و به پیچیدگی خیلی اهمیت می دادند، در نتیجه طالب زیبایی تنها نبودند كه آهنگسازان دوره كلاسیك مثل 1ـ ژوزف هایون 2ـ ولفاگانگ آمادئوس موتسارت 3ـ لودویك ون بتهوون و خیلی آهنگسازان دیگر در كنار پارامترهای پیچیده علمی و فنی به زیبائیهای موسیقی نیز اهمیت داده و آثار جاودانی خلق كردند.

مشخصات دوره كلاسیك:

1ـ تضاد حالتها: موسیقی دوره باروك به این شكل است كه اول آنرا میشنویم تا آخر همان است. یك حالت مشخص ازاول تا آخر وجود دارد و حالت جدیدی به وجود نمی آید اما در دوره كلاسیك میخواستند كاری كنند كه مردم خوششن بیاید و تضاد حالت به وجود آیدكه این تغییر حالت هم درتم ها است و هم در ریتم است. ارائه تیم های مختلف برای بوجود آوردن تضاد حالت است.

2ـ ریتم: در دوران باروك یك ریتم ثابت وجود داشته تا آخر قطعه ولی در دوره كلاسیك ریتم در حال تغییر است.

3ـ بافت: در دوره كلاسیك غالب ترین بافت هموفونی است. یك ملودی مشخص و بارز، بقیه سازها برای همراهی و شیرین تر كردن آن ولی در باروك بیشتر پلی فونیا ست. در این دوره جالب است بدانیم یك بافت تا آخر قطعه وجود ندارد و ممكن است تغییر كند.

4ـ ملودی: كنار هم قرار گرفتن اصوات مختلف ملودی را بوجود می آورد. در دوره كلاسیك ملودی عكس دوره باروك هم عامیانه، هم ساده و هم زیبا است در حالیكه در دوره باروك خیلی پیچیده و با تزئینات زیادست (در دوره باروك موسیقی متعلق به طبقه اشراف و كلیسا بوده ولی در دوره كلاسیك موسیقی مردمی بوده و برای مردم ساخته می شده است) موسیقی از دل مردم بر آمده و به عنوان عنصر اصلی ساخت موسیقی از آن استفاده می كردند یكی دیگر از خصوصیات ملودی تقارن است كه ملودی هابا هم متقارن هستند مثل ملودی a a.

5ـ دینامیك و استفاده از پیانو: دینامیك حالتهای مختلف موسیقی است كه با افزایش و كاهش شدت صدا ایجاد تفاوت می كند (در موسیقی به وسیله تغییر شدت). هر صدای موسیقی یك شدتی دارد فركانس مختلف دارد زیر و بم، سوم كشش صدا طولانی و كوتاه، چهار رنگ صدا، دینامیك صدا باعث زیباتر شدن و آوازی تر شدن موسیقی می شود.

(فورته F = قوی ، P پیانو = ضعیف)

در دوره باروك تغییر دینامیك به صورت پله ای است ازیك شدت یك دفعه به شدت دیگر میرویم. این تغییر پله ای دینامیك به تغییرات تدریجی تبدییل شد یعنی صداها تدریجاً ضعیف و ترجیحاً قوی می شود. باعث شد كه ساز پیانو مورد توجه قرار بگیرد، در سال 1775 ـ 1700 در اوج دوره كلاسیك چون پیانو قابلیت بسیار فراوانی برای تغییر تدریجی شدت موسیقی پیدا كرد و به خاطر قابلیت دینامیك مورد توجه آهنگسازان قرار گرفت.

6ـ اركستر كلاسیك:

در دوره كلاسیك اركستر تشكیل دادند كه از این سازها تشكیل میشد:

* سازهای زهی ویلن

ویولا (ویلن آلتو)

ویولن سل

كنترباس

*سازهای بادی چوبی فلوت

كلارنیت

ابوا

فاگوت

كرانگله

*سازهای بادی برنجی هورن

(بادی مسی) ترومپت

ترومبون

توبا

 

*سازهای كوبه ای تیمپانی

(پركاشن) سنج ها

طبل ها

طبل بزرگ

سایدرام

 

به طور كلی سازهای زهی برای ملودی موسیقی است. بادی چوبی برای رنگ موسیقی. بادی برنجی برای پاساژهای قوی سازهای كوبه ای برای تأكید و ریتم.

توضیح: ارتباط یك ملودی با یك ملودی دیگر ممكن است به وسیله ملودی های دیگر باشدكه به آن پاساژ میگویند ارتباط دو جمله موسیقایی.

7ـ فرم های موسیقی كلاسیك: معنی كلی فرم یعنی قالب یا ساختار موسیقی مثل آب میماندكه در هر قالب شكل آنرا میگیرد. تضاد در همه موارد حاكم است. فرم های مختلف و متنوعی وجود دارد. مهمترین آنها فرم سونات است.

1-7- فرم سونات: به شكل ABA است. از 3 بخش تشكیل شده یك بخش میآید بعد یك بخش جدید سپس همان اولی قرار میگیرد و با تغییراتی تكرار میشود.

EXPOSISON:A: ارائه تم ها (تم اول ودوم)

معرفی تم ها ـ پلی بین تم ها قرار داردكه آنها ر ا بهم ربط می دهند. بعد از معرفی تم ها قسمت پایانی وارد میشود.

DEVELOPMEN :بسط و گسترش

تم های معرفی شده با تغییراتی بسط و گسترش مییابد.

A : ارائه دوباره و جدید تم ها است: تم هایی كه معرفی كردیم دوباره میپردازیم به معرفی مجدد و گسترده تر تم های اصلی در این قسمت كودا (قسمت پایانی) بوجود میآید در موسیقی كلاسیك حتماً باید شنونده را مطمئن كنیم. موسیقی پایان یافته است و پایان باید مشخص باشد. در قسمت A دوم همان شخصیتها هستند و همان تم ها هستند ولی با تغییرات خیلی مختصر و با یك تنالیته دیگر

2ـ7ـ از فرم های منوئه است: A B A وزن هم سه /چهارم

منوئه تریو منوئه

است. و عموماً این فرم رقص گون است.

3ـ7ـ فرم روندو ... ABCADAE در این فرم دقیقاً تكرار میشود و بقیه قسمتها تغییر میكند.

4ـ7ـ فرم سمفونی: بین 20 تا 45 دقیقه است و خیلی متنوع است. چهار موومان است و از چهار قسمت مختلف تشكیل شده (موومان اول به فرم سونات است) سمفونی اثری است برای اركستر بزرگ كه تمام اركستر اهمیت دارد.

5ـ7ـ كنسرتو كلاسیك: 3 قسمت است 1ـ تند (سونات) 2ـ كند 3ـ تند. مانند سمفونی های بتهوون و هایدن ـ در كنسرتو اركستر یك ساز را همراهی میكنند و تا آخر همان ساز هنر نمایی میكند و اركستر آن ساز را همراهی میكند. زمان آن معمولاً 20 تا 45 دقیقه است. تقابل یك ساز با اركستر در موسیقی كلاسیك معمولاً بصورت كنسرتو میباشد.

سوئیت

از قسمتهای مختلف تشكیل شده كه رقص گونه است و روند و ممكن است موونها قسمتی ا زیك سوئیت باشدیك فرم موسیقی سازی كه آهنگساز آزادی عمل درتعداد دارد.

نكته: موسیقی دوره باروك اغلب كنسونانس است یعنی از فواصل مطبوع تشكیل شده ولی در دورة كلاسیك از فواصل دیسونانس هم استفاده میشد. یعنی صداهای نامجذوب و نامطبوع. هر چقدر به دوره های دیگری موسیقی می رویم استفاد ه از دیسونانس ها بیشتر می شود.

دورة رمانتیك: 1850 – 1820

جنبشی مهم در هنر قرن نوزدهم به ویژه در ادبیات و نقاشی كه تادهه اول قرن بیستم نیز ادامه یافت. در هنر موسیقی میتوان جوانه های آنرا در آثار بتهوون و افول این دوره را در آثار دبوسی دانست. دوره رمانتیك را تاریخ نویسان بر 3 مرحله تقسیم كردند نخست دوره ای است مابین سال های 1820 تا 1850 كه آنرا غالباً رمانتیك اولیه نامیدند پس از آن مرحله دوم سال های 1850 تا 1890 را شامل است و مرحله سوم كه آنرا دورة رمانتیك نو یا نئورمانتیك نیز گفته اند فاصله بین سال های 1890 تا 1910 را شامل می شود. در دورة باروك موسیفی حالت خفقان داشت و از قواعد شدید علمی تبعیت میكرد، در دوران كلاسیك موسیقی مثل جوانه ای است كه در حال رشد كردن است. خصوصیت سبك رمانتیك در موسیقی در مقابل سبك كلاسیك اهمیت یافتن بیان احساسی و درونی در برابر عوامل موسیقایی مانند ریتم، هارمونی و فرم و توجه به زیبائیهای ناشی از آنها است اگر چه نمیتوان نقش عوامل اخیر را در موسیقی دورة رمانتیك ناچیز انگاشت اغلب آهنگ سازان این دوره شدیداً تحت تأثیر سنت ها و عادات ملی و بومی بودند.

سمفونی: در رایج ترین مفهوم كلمه سوناتی است كه برای اركستر بزرگ نوشته شده باشد. در مفهوم امروزی شاید بتوان گفت كه اولین بار به سال 1749 توسط هایدن نوشته شد كه به پدر سمفونی شهرت دارد. یكی از تفاوت های مهم سمفونی نسبت به سونات در این است كه سونات غالباً در 3 و سمفونی در 4 موومان نوشته می شود.

سوئیت: فرم موسیقی سازی است مربوط به دورة باروك متشكل از تعدادی (بسته به نظر آهنگساز) هر یك با صفت اختصاصی یك رقص همگی در یك تنالیته بعضی وقتها در ابتدای سودیت ها قطعه ای قرار می گرفت به نام پرلود البته پرلود ممكن است خودش قطعه ای برای ساز پیانو باشد.

اورتور: مقدمه و ابتدا و شروع است كه برای اپرا می نوشتند. رمانس یك قطعه معتدل و ملایم و میانه رو و آوازی است كه ممكن است در ابتدای موسیقی مثل سمفونی، سونات یا سوئیت قرار گیرد و گاهی هم بصورت مستقل اجرا میشود، اصولاً آرامش بخش و آرام و سنگین است.

معرفی چند فرم سازی:

1ـ سولو SOLO: قطعه ای است كه معمولاً برای یك ساز نوشته می شود.

2ـ دئو ـ DUET دوئت: فرمی است كه معمولاً برای 2 ساز نوشته می شود.

3ـ تریو TRIO: فرمی است كه برای 3 ساز نوشته میشود.

4ـ كوارتت QUARTET: برای 4 ساز نوشته و یكی از معمول ترین فرم های موسیقی مجلسی است و معمولاً برای سازهای زهی شامل ویلن 1 و 2 ویولا، ویلن سل میباشد.

5ـ كوینتت QUINTET: برای 5 ساز تصنیف و نوشته می شود مثلاً برای پیانو و كوارتت زهی است.

6 ـ سكستت SEXTET: برای 6 تا ساز نوشته می شود.

7- سپتت SEPTET: برای 7 ساز تصنیف میشود.

8- اكتت OCTET: برای 8 ساز تصنیف میشود.

9- نونت NONET: برای ساز تصنیف می شود.

فرم تكتورن: بیان كردن ماجرا و حمایتی است پوئم = شعر، / از مهمترین انواع موسیقی مجلسی است كه خصوصیات آن كوچك بودن آن نسبت به سمفونی است.

والس: رقصی با میزان 3 ضربی و سرعت عادی كه به سال 1800 بوجود آمد. ریشه والس را باید در رقصی اطریشی به نام لندلر به معنای روستائیان جست كه پیش از مرسوم شدن والس به فراوانی تصنیف و اجرا می شده است.

آهنگسازان برجستة دورة رمانتیك

شوبرت: اطریشی ـ روسینی: ایتالیائی ـ وبر: آلمانی ـ مندلسون: آلمانی ـ برلیوز: فرانسوی - لیست: آلمانی ـ چایكوفسكی: روسی ـ شوپن: لهستانی ـ كورساكف: روسی ـ بتهوون: آلمانی ـ برامس: آلمانی ـ ریچارد اشتراوس: آلمانی و ...

آهنگ سازان دورة رمانتیك با ادبیات و شعر خیلی آشنا بودند و با فلسفه نیز آشنایی داشتند.

شونبرگ با نقاش بزرگ اطریشی به نام كاندیتسكی موسس مكتب اكسپرسیونیسم آشنا شد و نزد او به نقاشی پرداخت و حتی چند تصویر زشت و بد شكل هم كشید. شونبرگ با این عقیده و تفكر جدید و تازه سه قطعه برای پیانو و پنج قطعه برای اركستر نوشت كه از نظر هنری كاملاً‌با نقاشی های كاندینسكی قابل مقایسه بود. به این جهت در محافل هنری با تعجب و شگفتی بسیاری تلقی شد. از همین زمان به بعد او كلیة قواعد موسیقی را در طبقه بندی دستگاهها (مدها) و مقام موسیقی (تنالیته) به هم ریخت. و به جای هفت نت اصلی و پنج نت فرعی كه اساس موسیقی كلاسیك بود دستگاه جدیدی روی دوازده نیم پرده مساوی ترتیب داد و به این طریق سیستم موسیقی دود كافونیك (دوازده تنی) یا موسیقی آتونال (بدون مقام) را به وجود آورد. در این طریقه اصول ملودی و هارمونی كلاسیك تغییر یافت و در عین آزادی با قواعد جدیدی توأم شد. شونبرگ در تشریح نظریه داوزده صوتی می نویسد: اینجا من ناگهان هدف اصلی خود را در تنظیم و وحدت اصوات یافتم. همان هدفی كه سال های متمادی به طور ناخودآگاه من را هدایت می كرد. شونبرگ از سال 1940 به دلیل تجاوز آلمانیهای نازی از خاك اطریش به لوس آنجلس آمریكا رفت و در آنجا شاگردان زیادی به مكتب او پیوستند تا سال 1951 كه از دنیا رفت. از دیگر آهنگسازان دورة مدرن موسیقی: آلبان بزرگ ـ آنتون وبرن ـ ایگور استراوینسكی ـ پاول هیندمیت ـ سرژه ـ بروكفیف‌ـ شوستاكویچ ـ بارتوك ـ زولتان كودای و تعدادی دیگر می باشند. این افراد از پیشتازان مكتب مدرن بودند و سه نفر اولی خیلی شاخص تر هستند.

موسیقی جاز:

جاز موسیقی سیاهان آمریكایی است كه ابتدا به سال 1912 در اورلئان واقع در جنوب آمریكا به وجود آمد و بعد از جنگ بین الملل در سراسر اروپا و آمریكا بسط یافت. در پیدایش لفظ جاز بین موسیقی شناسان اختلاف نظر است. بعضی آن را به معنای تحریك كردن (هیجان)‌ كه در زبان سیاهان به این لفظ می دانند و عده ای هم ریشه آن را در نام چند تن از نوازندگان و خوانندگان سیاه پوست مانند JESS ـ جاسبو (JASBO) و جارلز كه به طور مخفف جاز می گویند. آنها در سال 1912 در نخستین اركسترهای جاز شركت داشتند. مهمترین نوازندگان سیاه كه در تحول موسیقی جاز نقش بزرگی داشتند كینگ اولیور و لوییس آرمسترانگ نوازندگان ترومپت بودند. آنها شیوه ای به نام هات HOT را در موسیقی جاز معمول كردند. بعد از جنگ 1918 موسیقی جاز در موسیقی كلاسیك هم نفوذ كرد. چنانكه استراونیسكی در اثری به نام سرگذشت سرباز وراول در اثری به نام كودك و نفرین جادوگر از ریتم موسیقی جاز استفاده كردند. با این حال موسیقی جاز نتوانست اثر فوق العاده ای در موسیقی كلاسیك بگذارد و یا تحولی در آن ایجاد كند زیرا آن هدف عالی كه در آثار آهنگسازان بزرگ میتوان یافت در موسیقی جاز كه سبك و نسبتاً بی مایه است وجود ندارد. دراركستر جاز سازهای كوبه ای و ضربی اهمیت دارند. اصولاً سازایی كه در یك اركستر جاز به كار می رود ترومپت، ترومبون، لارنیت ـ ساكسیفون ـ پیانو ـ بانجو ـ گیتار ـ كنترباس و بعضی سازهای ضربی است. به علاوه آواز یا ساز تنهایی كه اركستر آنرا همراهی میكند غالباً به عنوان سولیست (تك خوان یا تك نواز) در موسیقی جاز شركت داد.

|

Designed by parstheme

جديدترين کدهاي موزيک